نویسنده و کارگردان: رضا درمیشیان
بازیگران: باران کوثری، بابک حمیدیان و مهران احمدی
اکران: ۱۳۹۱
«بغض» در دو مقطع زمانی به صورت موازی روایت میشود. مقطع اول شرح عاشقی است. داستان حامد (حمیدیان) پسر جوان ایرانی گرافیتیکار در ترکیه که نمیتواند مجردی وارد دیسکو شود و برای رفتن به داخل دیسکو با ژاله (کوثری) آشنا میشود که کارش گرفتن پول از پسرهایی مجرد مثل حامد برای ورودشان به دیسکو است؛ اما حامد یکی از همان پسرهای همیشهگی زندگی ژاله نیست و اولین دیدارشان، پایهی یک عشق آتشین است. مقطع دوم هشتساعت سرنوشتساز زندگی حامد و ژاله است که دست به سرقت از مغازهی عموی حامد (احمدی) میزنند تا بتوانند رؤیای رفتنشان به دنیایی تازه را محقق کنند، اما اوضاع طبق خواستهشان پیش نمیرود.
شاید حاصل تجربهی سالهای دستیاری رضا درمیشیان نزد داریوش مهرجویی و فریدون جیرانی باشد یا سابقهی روزنامه نگاری فیلمساز که باعث شده این اندازه روی جزئیات حساس باشد. هرچه هست در «بغض» با فیلمسازی طرفیم که قدر «نگاه جزئی نگر» را میداند و روی پلانهای به ظاهر بیاهمیت و فاقد تصویر مشخصَ ش هم حساب باز کرده و میداند که در تدوین چنین داستان و حال و هوایی، قرار است چه اتفاقی برای این پلانها بیفتد. دکوپاژ دولحنهی سکانس کلیدی فیلم هم از همین نگاه میآید. درمیشیان برای اندازهی قاب و ارتفاع دوربین و محل قرارگیری آن ارزش قائل است و هیچ سکانسی را نمیتوانید در فیلم سراغ بگیرید که فیلمساز نداند چرا بازیگرش را در چنین قابی میبیند. ایدهی بصری استفاده از رنگهای گرم برای فصول گذشته عاشقانه و به کار بردن رنگهای سرد برای فصلهای زمان حال، برخلاف کلیشهی رایج کمرنگ بودن تصویر زمان گذشته (هرچند این انتخاب فیلمساز هم نمونههای مشابه معدودی دارد) درخشان است و به پیشرفت حس نزدیکی کاراکترها با تماشاگر کمک فراوانی میکند. درمیشیان از یک خطر دیگر هم به سلامت گذشته است. استانبول زیباست و جاذبههای توریستیاش هر مسافری را میتواند مجذوب خود کند اما این جا فیلمساز با استانبول به مثابه تهران رفتار میکند و انگار که در شهر خودش قاب میبندد و تصویر میگیرد. استانبول «بغض» مثل هر کلان شهر دیگری یک شهر با همهی زشتیها و زیباییهاش است و برای دو غریبهی «بغض»، محل رخداد یک کابوس مجسم.

