کارگردان: سید روحالله حجازی
نویسنده: علی طالبآبادی
بازیگران: حمید فرخنژاد، مهتاب کرامتی و ابراهیم حاتمیکیا
اکران: ۱۳۹۱
محسن (فرخنژاد) قرار است از یک مدیر فروش در سطح شهرستان به یک مدیر در سطح کشور تبدیل شود و ترقی کند اما از وجود همسر سنتی خود خجالت میکشد. زنی به نام آوا (کرامتی) که به رفتارهای صمیمی محسن با همکاران زن خود بدبین است و از تلفنهای به ظاهر کاریاش نیز کلافه است. زمانی که مدیر اصلی شرکت مهندس گوهریان (حاتمیکیا) در اقدامی غیر منتظره به آوا پیشنهاد کار میدهد، محسن بسیار خوشحال شده و این راه را تنها فرصت برای تغییر همسرش میداند. آوا طراح دکوراسیون همایش شرکت میشود و در جلسه شام مدیران شرکت با ظاهری بسیار جذاب و آراسته وارد میشود به شکلی که کانون توجه مردان جلسه قرار میگیرد. داستان تغییر ظاهری آوا و توجه دو چندان مردان به آوا، به خصوص توجه گوهریان به او، کمکم روی محسن هم تأثیر میگذارد و کشمکشی را درون او به وجود میآورد. این بار محسن است که از رفتارهای صمیمی همسرش با مردها ناراحت است. این حساس شدن محسن، نهایتن در مقطعی تبدیل به شک میشود و زندگی خصوصی شان را به هم میریزد.
میشد از پشت همان فیلم تلویزیونی «اگر باران ببارد» و نخستین فیلم تلویزیونیاش «در میان ابرها» امروز را حدس زد. روح الله حجازی از همان روزها نشان میداد خیلی بیشتر از آنچه در این فیلمها قابل مشاهده است، در چنته دارد. «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» همهی آن انتظاری ست که از او در کار تازهاش داشتم. حتا جاهایی از آن انتظار هم فراتر میرود. نکته این است که حجازی در گذر از تجربه گراییهایی که علقههاش را به سینمای مدرن نشان میداد، حالا در یک داستان خطی و به ظاهر ساده، به آن سینمای مدرن موردعلاقهاش رسیده و همین که یک فیلمساز به چنین درکی برسد خودش نکتهی مهم و باارزشی ست. این که دلیلی ندارد برای به زبان روز سینما حرف زدن، حتمن روایت را به هم ریخت یا کار ویژهای در میزانسن و دکوپاژ انجام داد. «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» اجرای سهل و ممتنعی دارد که در این سینما کمیاب است و نشان میدهد هنوز هم «قصه» حرف اول را میزند.
این از آن قبیل فیلمهایی است که کارگردان باید روی شیمی رابطهی بازیگران هم حساب باز کند و انتخاب بازیگر را هم باید بخشی از کارگردانی اثر به حساب آورد. این جا نه تنها حمید فرخنژاد و مهتاب کرامتی فوق العادهاند و رابطهشان با هم کامل و دقیق درآمده، که حجازی برگ برندهاش را با قراردادن ابراهیم حاتمیکیا در رأس سوم مثلث فیلم رو میکند. حاتمیکیا را هم میشناسیم و هم نه. بیش از هر فیلمساز دیگری در این سالها تصویرش را دیدهایم اما تصوری از بازیاش نداریم و برای همین گمان رخداد خیانت را نمیتوان از روی بازی او تقویت یا کمرنگ کرد. «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» فیلم دقیق ساخته شدهای است با یک فیلمنامه کم نقص (کار علی طالبآبادی) و یک اجرای درخشان. روحالله حجازی حالا دیگر باید خودش را در این سینما تثبیت شده به حساب آورد. لیاقتَش را دارد.

