۴ ماه، ۳ هفته و ۲ روزنویسنده و کارگردان: کریستین مونیو
بازيگران: آناماریا مارینکا٬ لارا واسیلیو٬ ولاد ایوانف٬ الکساندرو پوتکین
محصول ۲۰۰۶ رومانی، ۱۱۳ دقیقه
در فضای سرد و سیاه دههی هشتاد رومانی کمونیستی، دو دختر دانشجوی هماتاقی در خوابگاه، تلاشی را برای سقط جنین یکی از آنها آغاز میکنند و برای انجام این کار غیر قانونی در رومانی آن زمان، تن به یک روز هولناک و غیرقابل باور میدهند.
بهترین فیلم کن ۲۰۰۷، نه یکی از آن فیلمهای کند و ملالآور برندهی جایزهی جشنوارههای اروپاییست و نه از سوژه خوبش سوءاستفاده کرده؛ بهواقع، فیلم کریستین مونیو، پیشروی سریع سینمای اروپا در طول و عرض است. یک فیلمنامهی با جزئیات که در طول یک روز میگذرد و از عرض باز میشود. با یک کاراکتر محوری که اتفاقا مفعول داستان نیست و همین باعث میشود فیلم فراتر از روایت سادهی یک سقط جنین، به شکل زندگی در زمانی مشخص دریک کشور مشخص برسد. این از همان فیلمهایی است که سالها بعد میتواند به عنوان یک سند تاریخی درباره یک نسل به آن اتکا شود.
«۴ ماه، ۳ هفته و ۲ روز» شبیه شعرهای آنا آخموتوا، مثل قصههای ویرجینیا وولف، از جنس کارهای متاخر فروغ، یک زنانهگی دستنیافتنی را تصویر میکند. این آن چیزیست که از فیلم مونیو به یادگار میماند. فیلم هر لحظه به زن اصلی قصهاش نزدیکتر میشود و این نزدیک شدن نه به لحاظ فیزیکی -حربه معمول فیلمسازان اروپایی برای کشیدن پرترهی دقیق یک زن- که کاملا روحیست. اینکه در فیلمنامه، تمرکز روی دختری میرود که «همراه» است و بعد، اتفاقا استرسها و عصبیتها را اوست که تشدید میکند، ترفندیست برای نزدیکشدن بیش از حد به یک زن. چه در جاهایی که او میان جمع است و شادی دیگران فقط آزار مفرط به نظر میرسد و چه در تنهایی -مثلا جایی که قصد دارد جنین را سر به نیست کند-، تنهایی یک زن با تمام مختصاتش قابل درک میشود.
اتفاق این است که «۴ ماه، ۳ هفته و ۲ روز» برخلاف اسلافش برای این رسیدن به عمق، کند نمیشود و بیحادثه روی یکسری حواشی بیاهمیت تمرکز نمیکند. سیاهی بیحدش را به رخ میکشد، به آدمهاش نزدیک میشود و اگر هم جای دوربینش را به سبک سینمای مد روز، ثابت و بیرون حادثه نگه میدارد، باز اتفاق بیرون کادر و صداها چنان جذاب هست که نشود از آن چشم پوشید. کسانی را میشناسم که سیاهی فیلم در همان تماشای اولین مرتبه، چنان غافلگیرشان کرده که عطای دیدن باقی کار را به لقایش بخشیدهاند و مگر یک فیلم از جنس اثر مونیو، غیر از این، چه چیز دیگری برای موفقیت میخواهد. این توصیف بینظیر روزمرهگی را به نام کریستین مونیو و فیلمش سند میزنیم.
