کارگردان: منوچهر هادی
نویسندگان: منوچهر هادی، سعید دولتخانی
بازیگران: آنا نعمتی، حمیدرضا پگاه، یکتا ناصر، هانیه غلامی و شهاب حسینی
اکران: ۱۳۹۱
لیلا (نعمتی) پس از تصادف ناگهانی دخترش یاسمن (غلامی) ناگزیر میشود به گذشتهای برگردد که سالهاست از آن فرار کرده و علیرضا (پگاه) که خواستگار اوست، در این مسیر همراهیاش میکند. سفر شخصی لیلا به گذشتهاش در مواجهه با مصطفا همسر سابقَش (حسینی) و هنگامه زن باردار او (ناصر) بخشی از قطعیت جاگرفته در ذهن لیلا را از عملکرد گذشتهاش به هم میریزد.
موفقیت اصلی منوچهر هادی در «یکی میخواد باهات حرف بزنه» این است که خطکش او، اندازهی احساساتگرایی را دارد و همهچیز را به اندازه برگزار میکند. نقش اصلی ملودرام هادی را آنا نعمتی بازی میکند. مادری تنها که همهی زندگیاش را پای بچهاش گذاشته و بعد بچه در تصادف کشته میشود. در بازی نعمتی اندکی سردی وجود دارد که به نظرم برگ برندهی اصلی فیلمساز و بازیگرش است. گفتم که؛ «اندازه» بلدند. برای اینکه گدایی احساسات رقیقهی تماشاگر را نکنند، این سردی، درست و بهقاعده استفاده شده تا آن جایی که لازم است، گریه و اشک خرج شود و جواب مورد نیاز را بدهد. دو بازیگر مکمل فیلم یعنی یکتا ناصر و شهاب حسینی هم خوب «اندازه» نگه میدارند. حسینی عمدهی بازیاش پشت میز ملاقات زندان است و پتانسیل این که، در یک میزانسن ثابت، بازیاش کاملن «اور اکت» شود وجود دارد اما چنین نمیکند. درونی بازی میکند تا آن دو مرتبهای که مجبور به واکنش است واکنشَش به چشم بیاید. یکتا ناصر هم که درخشان است. در این درخشش، دو بازیگر دیگر با بازی سردتری که میکنند کمک او شدهاند تا کاراکتری که قصه لازم دارد و باید دل تماشاگر برایش بسوزد احساس لازم را از مخاطبَش بگیرد. ناصر در این سالها هیچوقت به حقَش نرسیده و شاید این یک شروع دوباره برای او باشد که سابقهی بازیهای درخشان دیگری را چون «روز بر میآید» دارد.
فیلم هادی برخلاف خیلی از کارهای احساساتگرای این سالها شلخته نیست و این، حاصل همان خطکشِ بهقاعده است. البته که فیلم جاهایی کند میشود و از ریتم میافتد و پایان کنونیاش هم اضافه دارد، اما ملودرام درستی است که فیلمنامهاش دقیق نوشته شده و خوب هم آن را اجرا کردهاند. چنین حرکتی از قصه تا اجرا در این سینما کمیاب است.
انتخاب ویژه؟ بیشک هانیه غلامی، که غافلگیرکننده است و آنقدر خوب یاسمن را بازی میکند که شوک تصادفَش تا ته فیلم تماشاگر را نگران دیدار پدر با دختر نادیدهاش نگه دارد.

