برچسب‌ها

هرچي خدا بخواد



کارگردان: نويد ميهن‌پرست
نویسنده: پرویز شهبازی
بازيگران: حامد کميلي، ترانه عليدوستي، رضا عطاران، سعيد آقاخاني، بهاره رهنما و پوريا پورسرخ
اکران: ۱۳۸۹

اين از آن فيلم‌هايي‌ست که وقتي به پايان مي‌رسد، پرسش بزرگ‌ات اين است: «خب که چي؟». در واقع اولين فيلم بلند نويد ميهن‌پرست که گروه بازيگران سرشناس و عجيب‌اش حاصل حضور پرويز شهبازي به‌عنوان تهيه‌کننده است، از فرط معمولي‌بودن و «هيچ‌»بودن است که بي‌حوصله‌ات مي‌کند و تماشاي آن را تا پايان کار سختي مي‌کند.
«هرچي خدا بخواد» داستان دختر و پسري به نام‌هاي پارميدا (عليدوستي) و ونداد (کميلي) است که به آنها خبر داده‌اند والدين‌شان در کيش دچار سانحه‌ي دريايي شده‌اند و وقتي به جزيره مي‌رسند مي‌فهمند پدر و مادرشان بي‌اطلاع آنها با هم ازدواج کرده‌اند. البته که فيلم به‌واسطه‌ي حضور بازيگران بامزه‌اش (در رأس، رضا عطاران) مي‌تواند مخاطب‌اش را پاي فيلم نگه دارد و باز البته که زوج حامد کميلي و ترانه عليدوستي زوج به‌شدت دوست‌داشتني و جذابي‌ هستند که ميهن‌پرست از کف پتانسيل تلاقي آنها با هم استفاده کرده و دنبال‌کردن‌شان باعث مي‌شود فيلم از پا نيفتد، اما به‌هرحال داستان آن‌قدر در «هرچي خدا بخواد» بي‌معني‌ست و حوادث آن‌قدر مسير خطي و بي‌هيجاني را طي مي‌کنند که پس از گذشت يک‌ساعت از فيلم، فقط مي‌تواني به ساعت‌ات نگاه کني و به اين فکر کني که «خب، کِي تمام مي‌شود؟». به اين مرحله که مي‌رسي، آن «البته‌ها» نجات‌بخش است و مي‌شود به تعقيب همان‌ها دل‌خوش کرد. شوخي‌هاي گه‌گاه بامزه‌اي در فيلم هست و چشم‌انداز کيش هم که خب هميشه حال خودش را دارد و بازيگران هم که هرکدام براي چنددقيقه‌اي مي‌توانند سرگرم کنند و فيلم را چندقدمي جلوتر ببرند. فقط اين‌که چرا کارگردان از بيشتر کنارهم گذاشتن کميلي و عليدوستي ترسيده و حتا فيلم را نه با تصوير اين زوج، که با گفتن سرنوشت‌شان روي تصوير تمام مي‌کند، علامت سؤال است و اين‌که چرا فيلم‌نامه‌نويس از حضور برادر ونداد (پورسرخ) استفاده‌ي بهينه نمي‌کند و او را نه محل تهديد رابطه مي‌کند و نه ياري‌کننده‌ي آن.
اين از آن فيلم‌هايي‌ست که ساخته شده تا ساخته شده باشد. دنبال چيز خاصي نگرديد. ته‌اش کمي تصوير از بازيگران خوش‌سيما (حتا ميان غيرستاره‌هاي فيلم) دست‌تان را مي‌گيرد و کمي هم (اگر عاشق کيش باشيد) دل‌تان براي جزيره تنگ خواهد شد. همين.