برچسب‌ها

لطفن مزاحم نشويد



نویسنده و کارگردان: محسن عبدالوهاب
بازيگران: باران کوثري، افشين هاشمي، هدايت هاشمي و حامد بهداد
اکران: ۱۳۸۹

اولين فيلم مستقل محسن عبدالوهاب (دستيار و بعد هم‌کار رخشان بني‌اعتماد) فيلم بدي نيست. مشکل اصلي اين است که بد شروع مي‌شود و اگر تماشاگر بي‌حوصله باشد، ممکن است بي‌خيال ماندن در سالن نمايش شود و تا رسيدن زمان دو اپيزود خوب فيلم، «لطفن مزاحم نشويد» را تحمل نکند.
فيلم سه اپيزود دارد. اولي داستان يک اجتماعي‌نويس مطبوعات توقيفي‌ست که حالا مجري محبوبي در تلويزيون شده (افشين هاشمي) و اين شرايط زندگي تازه‌اش را نمي‌تواند براي همسرش (کوثري) توضيح دهد و نظم اين زندگي به‌هم‌ريخته. قصه‌ي دوم درباره‌ي يک سردفتر شهرستاني (هدايت هاشمي) است که به تهران آمده و شرايط شهر تازه و مناسبات‌اش را نمي‌تواند بپذيرد. دزديده‌شدن کيف‌اش در مترو و ارتباط تلفني با دزد، قصه‌ي اين بخش است. سومين اپيزود هم درباره‌ي يک تعميرکار تلويزيون (بهداد) است که به خانه‌ي پيرزن و پيرمردي مي‌رود تا تلويزيون‌شان را تعمير کند اما آنها به او اعتماد ندارند و در را به روي او باز نمي‌کنند. قصه‌ي اپيزودها را که بخوانيد به‌نظر مي‌رسد به‌ترتيب جذابيت در فيلم آورده شده‌اند اما حاصل، دقيقاً برعکس است. اپيزود حامد بهداد بهترين بخش فيلم است، بعد بخش هدايت هاشمي جذاب از آب درآمده و اپيزود اولي که قاعدتاً بايد بهترين بخش فيلم باشد، قرباني بازي به‌شدت بد افشين هاشمي شده که همه‌چيز را قرباني تقليد از يک مجري معروف تلويزيون کرده و حاصل کارش تصنع مطلق است و براي همين بده‌بستان‌اش با باران کوثري هم درنيامده و همه‌چيز از دست رفته است. بخش دوم کاملاً متکي به قدرت بازيگري هدايت هاشمي و شيريني ذاتي بازي اوست و اپيزود سوم هم در تعامل بهداد با پيرزن و پيرمرد صاحب‌خانه فوق‌العاده شده. بهداد قرار است مظلوم ماجرا باشد. مردي که زن‌اش او را رها کرده و حالا بايد با فرزند شيرخواره‌اش آواره‌ي خانه‌هاي مردم شود و در مقابل زوج صاحب‌خانه آدم‌هايي که به دليل کهولت سن نمي‌توانند در جريان زندگي روزمره باشند اما سير ماجرا جوري ديگري مي‌شود و در پايان مي‌فهميم اين زن و مرد هستند که حق داشته‌اند. روند حرکتي بازي بهداد از بي‌حوصله‌گي تا خماري، از آن کارهايي‌ست که فقط در ريزه‌کاري‌هاي بازي بازيگري مثل او درمي‌آيد و به برگ برنده‌ي کار عبدالوهاب تبديل مي‌شود.
پايان نچسب فيلم را هم خيلي جدي نگيريد. هرچيزي که به آن اپيزود اول برمي‌گردد، انگار براي نابودي فيلم طراحي شده. فيلم را در پايان همان اپيزود سوم تمام‌شده فرض کنيد.