سالتکارگردان: فيليپ نويس
نویسنده: کرت ویمر
بازيگران: آنجلينا جولي و ليو شريبر
محصول ۲۰۱۰ آمریکا، ۱۰۰ دقیقه
اين اولين فيلم اکشنساز حرفهاي و کارکشتهي هاليوود از شروع هزاره در ژانر تخصصياش است. نويس در سالهاي اخير سعي کرده بود کمي از حالوهواي اکشنهاي خود فاصله بگيرد و فيلمهايي نظير «آمريکايي آرام» و «حصار بدون خرگوش» را ساخت که البته جايگاهاش را بهعنوان آن تکنسين شناختهشدهي قديمي بهخطر انداخت. «سالت» قرار بود بار ديگر ثابت کند او چهقدر کارش را بلد است و خب، البته، ثابت هم ميکند. آن يک ستارهاي که کنار نام فيلم گذاشتهام، کاملاً به اعتبار اجراست. اجراي نويس و بازي جولي؛ اگر نه که در «سالت» با يکي از بدترين فيلمنامههاي همهي اين سالهاي هاليوود طرفيم و خب وقتي ادعا هم پشت چنين فيلمنامهاي باشد (کار پيش از نمايش با «سهگانهي بورن» مقايسه ميشد) طبعاً بايد چشم را بست و هرچه در شأن چنين اکشن بيسروتهيست، نوشت. داستان «سالت» دربارهي يک مأمور زن بههمين نام (جولي) است که در بازجويي از يک تسليمي روس، جاسوس روس به او ميگويد در ديدار رؤساي جمهور آمريکا و روسيه، يک جاسوس نفوذي روس بهنام اِوِلين سالت، قصد انجام عملياتي تروريستي را دارد و وقتي سالت به او ميگويد اِوِلين سالت خودش است، ميگويد پس آن جاسوس روس خودت هستي. اين تنها سکانس درستنوشتهشدهي فيلمنامه است. در باقي فيلم با يک بازي موش و گربه طرفيم و تلاشهاي اِوِلين سالت براي اثبات بيگناهياش تا نيمهي فيلم، و بعد، قرارگرفتناش در همان نقشي که جاسوس روس مدعياش شده بود، و تلاشاش براي روکردن هويت پنهان نفوذي اصلي (شريبر). تنهي داستاني بهشدت بيمنطق است و پايان باز فيلم براي ساختهشدن قسمت دوم، يک فاجعهي تمامعيار در پايانبندي. با اين حال، نويس که تجربهي ساخت فيلم جاسوسي با حضور روسها را پيشتر هم داشته (در «سينت/ قديس») سعي ميکند با دادن ضرباهنگي تند به فيلم و با اطلاع از تواناييهاي بازيگري چون جولي، کاري کند که در تمام صد دقيقهي فيلم، تماشاگر لحظهاي هم به فکر منطق آنچه که روي پرده شاهدش است نباشد و فقط از اين بازي موشوگربهي نفسگير لذت ببرد. بيانصافيست اگر نويس را در اين مسيري که برگزيده ناموفق بدانيم؛ و البته که نبايد فراموش کرد او سازندهي اکشنهاي نفسگير ديگري چون «بازيهاي ميهنپرستانه»، «خطر حيوحاضر» و همان «قديس» که بالاتر هم به آن اشاره کردم، است.
