کارگردان: مايکل وينترباتم
نویسنده: جان کارن؛ براساس رمانی از جیم تامپسون
بازيگران: کيسي افلک، کيت هادسن و جسيکا آلبا
محصول ۲۰۱۰ آمریکا، انگلستان، سوئد و کانادا، ۱۱۴ دقیقه
نویسنده: جان کارن؛ براساس رمانی از جیم تامپسون
بازيگران: کيسي افلک، کيت هادسن و جسيکا آلبا
محصول ۲۰۱۰ آمریکا، انگلستان، سوئد و کانادا، ۱۱۴ دقیقه
فيلمسازهايي هستند که با آنها بلاتکليف ميماني. قبل ديدن فيلمشان بايد خودت را آماده کني که ممکن است ساعتي بعد يکي از بهترين فيلمهاي زندگيات را ببيني، ممکن هم هست يک آشغال درجهيک براي تو آماده کرده باشند. مايکل وينترباتم از سرآمدان اين گروه فيلمسازان است. مشکل اصلي شايد اين باشد که او مؤلف نيست؛ يا حداقل جاهايي که رگههاي مؤلفانهاش را کنار ميگذارد و فقط بهعنوان يک صنعتگر سر وقت داستاناش ميرود، فيلمساز خوبي نيست. يک زماني که سرحال است ممکن است «کد ۴۶» بسازد که از فيلمهاي محبوب زندگيام است يا «يک قلب مقتدر» ميسازد که فيلم خوبيست و يک زمان هم «قاتل درون من» ميسازد که فيلم بهشدت بديست و تحملاش از نيمه حتا کار بسيار سختي بهنظر ميرسد. داستان پليسي به نام لو فورد (افلک) در آمريکاي اخلاقگراي دوران گذشته که زندگي بهسامان و معقولي دارد اما رگههايي مازوخيستي در دروناش او را به سمت قتلهايي فجيع سوق ميدهد و از جملهي قتلهاش، کشتن دو زن زندگياش است که با هردو هم رابطهاي خوب و معقول دارد. يکي امي (هادسن) و ديگري جويس (آلبا). چنين داستاني نياز به بازيگري دارد که اين دگرديسي دروني را به قابلباورترين شکل ممکن اجرا کند و خب مشکل همينجاست. نه کيسي افلک بازيگريست که بتواند چنين مسيري را در ترسيم يک کاراکتر درست طي کند و نه وينترباتم بازيگير خوبيست. بهترين بازيهاي فيلمهاش را بازيگراني چون تيم رابينز، سامانتا مورتون و آنجلينا جولي انجام دادهاند که همه بازيگراني مقتدر هستند و اينجا هم مثلاً کيت هادسن بهراحتي گليم خودش را از آب بيرون ميکشد. مشکل اين است که افلک بازيگر بديست (اينجا هم درست مثل قتل جسي جيمز به دست رابرت فورد بزدل فيلم را به فنا ميدهد) و همراهنشدن با هيولاي فيلم، يعني از دسترفتن «قاتل درون من». فيلم چندين سکانس مشمئزکننده دارد (سرآمدش سکانس لهکردن صورت جويس در خانهي خودش) و بههمين دليل ديدن فيلم را اصلاً توصيه نميکنم.

