بچههای کوچکنویسنده و کارگردان: تاد فیلد
بر مبنای داستانی از تام پروتا
بازیگران: کیت وینسلت، جنیفر کانلی، پاتریک ویلسون و جکی ارلهالی
محصول ۲۰۰۶ آمریکا، ۱۳۰ دقیقه
سارا (وینسلت) زن خانهداری در یک محلهی کوچک و آرام است که روزها دخترش را به زمین بازی نزدیک خانهاش میبرد. برد (ویلسون) اما جزو معدود مردانیست که این وظیفه را در خانه برعهده دارند. دلیلَش همسر مستندساز او کتی (کانلی) است که کار میکند و نگهداری بچه بر دوش برد افتاده. سارا و برد در گریز از زندگی زناشوییشان در شرایطی به هم دل میبازند که آزادی رونی (ارلهالی) از زندان سلامت روانی محله را مختل کرده است. رونی مدتی را به جرم کودکآزاری مدتی زندانی بوده و حالا میخواهد زندگی آرامی را سپری کند اما این چیزی نیست که کسی آن را باور داشته باشد...
فیلم اول تاد فیلد، «در اتاقخواب» را زمان اکران ندیدم و حس خوبی هم نسبت به دیدنش نداشتم. حس میکردم تاد فیلد هم یکی از اعضای باشگاه پرتعداد «سوءتفاهمهای هالیوود» است؛ سوءتفاهم «فیلم متفاوتساختن یعنی فیلم خوبساختن». وقتی دومین فیلمَش را بعد از آنهمه سروصدای زمان اکران دیدم، مطمئن شدم که سر فیلم اول هم چیزی از دست ندادهام. «بچههای کوچک» یکی از همان فیلمهاییست که راحت میشود دربارهاش صفتهای «تقلبی» و «پرمدعا» را به کار برد. از همان فیلمهایی که فیلمنامهنویسَش فکر میکند خیلی میداند و حالا که «میداند»، باید همهچیز را به مخاطبَش هم شیرفهم کند. این «نگاه از بالا»، این «کارگردانی»شدن افراطی و این گذشتن همهچیز در روییترین شکل ممکن، بزرگترین مشکلَم با این قبیل فیلمها و حالا با «بچههای کوچک» است. فیلمی که با حضور کیت وینسلت هم غیرقابل تحمل باشد و آدم برای تمامشدنَش لحظهشماری کند، واقعن فیلم بدیست.
و یک سؤال. اگر جای جنیفر کانلی هر بازیگر دیگری در «بچههای کوچک» بازی میکرد، چه تغییری در فیلم اتفاق میافتاد، که کانلی باید در نقش یک شبح در پسزمینهی وینسلت و ویلسون رژه برود؟
